کد مقاله :3018
عنوان مقاله : مجموعه چندین مقاله درباره خیام نیشابوری
فایل : word
تعداد صفحات : 40
توضیحات :
حکیم عمر خیام (خیامی) در سال 439 هجری (1048 میلادی) در شهر نیشابور و در زمانی به دنیا آمد که ترکان سلجوقیان بر خراسان، ناحیه ای وسیع در شرق ایران، تسلط داشتند. وی در زادگاه خویش به آموختن علم پرداخت و نزد عالمان و استادان برجسته آن شهر از جمله امام موفق نیشابوری علوم زمانه خویش را فراگرفت و چنانکه گفته اند بسیار جوان بود که در فلسفه و ریاضیات تبحر یافت.
خیام در سال 461 هجری به قصد سمرقند، نیشابور را ترک کرد و در آنجا تحت حمایت ابوطاهر عبدالرحمن بن احمد , قاضی القضات سمرقند اثربرجسته خودرادر جبر تألیف کرد. خیام سپس به اصفهان رفت و مدت 18 سال در آنجا اقامت گزید و با حمایت ملک شاه سلجوقی و وزیرش نظام الملک، به همراه جمعی از دانشمندان و ریاضیدانان معروف زمانه خود، در رصد خانه ای که به دستور ملکشاه تأسیس شده بود، به انجام تحقیقات نجومی پرداخت. حاصل این تحقیقات اصلاح تقویم رایج در آن زمان و تنظیم تقویم جلالی (لقب سلطان ملکشاه سلجوقی) بود. در تقویم جلالی، سال شمسی تقریباً برابر با 365 روز و 5 ساعت و 48 دقیقه و 45 ثانیه است. سال دوازده ماه دارد 6 ماه نخست هر ماه 31 روز و 5 ماه بعد هر ماه 30 روز و ماه آخر 29 روز است هر چهارسال، یکسال را کبیسه می خوانند که ماه آخر آن 30 روز است و آن سال 366 روز است هر چهار سال، یکسال را کبیسه می خوانند که ماه آخر آن 30 روز است و آن سال 366 روز می شود در تقویم جلالی هر پنج هزار سال یک روز اختلاف زمان وجود دارد در صورتیکه در تقویم گریگوری هر ده هزار سال سه روز اشتباه دارد.
کد تحقیق :3017
عنوان تحقیق : خیام
فایل : word
تعداد صفحات : 29
قیمت : رایگان
توضیحات :
حجهالحق ، حكيم ابولفتح عمر بن ابراهيم خيامي نيشابوري از حكما و رياضيدانان و شاعران بزرگ ايران در اواخر قرن پنجم و اوايل قرن ششم است .
قديميترين مأخذي كه در آن از خيام نامي آمده چهار مقاله نظامي عروضي است و خلاصه سخن نظامي درباره وي آن است كه : به سال 506 در بلخ به خدمت خواجه امام عمر خيامي رسيد و در ميان مجلس عشرت از وي شنيد كه ميگفت :«گور من در موضعي باشد كه هر بهاري شمال بر من گل افشان ميكند» و چون در سال 630 به نيشابور رسيد چند سال بود كه از يشابور رسيد چند سال بود كه از وفات او ميگذشت . و نيز درباره اختيار او در نجوم حكايتي دارد .
بعد از نظامي عروضي ، ابوالحسن علي بن زيد بيهقي صاحب تتمه صوان الحكمه ، كه خود خيام در ايام جواني ملاقات كرده بود چنين است : الدستور الفيلسوف حجه الحق الخيام در نيشابور ولادت يافته و نياكان او هم از آن شهر بودهاندو او چندان بود كه در اصفهان هفت بار كتابي را خواند و حفظ كرد و چون به نيشابور بازگشت آن را املاء نمود و بعد از آنكه املاء او را با نسخه اصل مقابله كردند بين آنها تفاوت بسيار نديدند . وي در تصنيف و تعليم ضنت داشت و من از و تصنيفي نديدم مگر كتابهاي : مختصر في الطبيعيات ، رساله في الوجود ، رساله في الكون و التكليف ... اما در اجزاء حكمت از رياضيات و معقولات آگاهترين كسان بود . روزي امام حجهالسلام محمدالغزالي نزد او رفت و از و سؤالي در تعيين يك جزء از اجزاء قطبي فلك كرد . امام عمر در جواب او سخن به درازا كشاند ليكن از خوض در موضع نزاع خودداري كرد ، و اين خوي خيام بود ، و به هر حال سخن او چندان طول كشيد تا نيمروز فرا رسيد و مؤذن بانگ نماز در داد . امام غزالي گفت :« جاء الخق و زهق الباطل!» و از جاي برخاست .
کد مقاله :3016
عنوان مقاله : زندگينامه خاقانی
فایل : word
تعداد صفحات : 7
قیمت : رایگان
توضیحات :
حسان العجم خاقاني شرواني نخست حقايقي تخلص مي كرد. پدرش درودگر و مادرش كنيزكي رومي بود كه اسلام آورد . عمش كافي الدين عمر بن عثمان مردي طبيب و فيلسوف بود و خاقاني از وي و پسرش و حيدالدين عثمان علوم ادبي و حكمي را فرا گرفت و چندي هم در خدمت ابوالعلاء گنجوي شاعر تلمذ كرد و دختر وي را بزني خواست و بياري استاد بخدمت خاقان اكبر فخرالدين منوچهر شروانشاه در آمد و لقب خاقاني گرفت و بعد از آن پادشاه در خدمت پسرش خاقان كبير اخستان بود. دوبار سفر حج كرد و يكبار در حدود سال 569 هجري ( = 1173 ميلادي ) بحبس افتاد. در 571 هجري (= 175ميلادي )فرزندش بدرود حيات گفت و بعد از آن مصائب ديگر بر اوروي نمود چندانكه ميل بعزلت كرد و در اواخر عمردر تبريز بسر برد و در همان شعر بسال 595 هجري (=1198 ميلادي )در گذشت و در مقبره الشعراي محله سرخاب مدفون شد. وي غير از ديوان بزرگي از قصائد و مقطعات و غزلها و ترانها ، يك مصنوي بنام تحفه العراقين دارد كه در باز گشت از سفر اول حج ببحرهزج مسدس اخرب مقبوض محذوف يا (مقصور ) ساخت.
کد مقاله :3015
عنوان مقاله : مجموعه چندین مقاله درباره خواجه حافظ شیرازی
فایل : word
تعداد صفحات : 50
قیمت : رایگان
توضیحات :
مقدمه اي که مي نويسم درباره سرور بزرگ ما ، شخص فرشته خوي ، مايه افتخار دانشمندان ، استاد استادان ادب ، معدن لطايف روحاني ، گنجينه معرفت ، شمس الدين محمد حافظ شيرازي است . شاعري که مذاق عوام را با سخنان شيوا ، شيرين کرده و دهان خواص را با معاني دلربا نمکين ساخته است . هم ظاهر بينان را با خود آشنا کرده و هم ذهن معرفت جويان را روشني بخشيده ، در هر واقعه اي ، سخني مناسب حال گفته و درباره هر موضوع لطيف کلامي شگفت انگيز بر زبان آورده . معاني بسيار در لفظ اندک گنجانده و گونه گونه زيباييهاي سخن را در شعر خود به کار برده . گاه سر خوشان کوي محبت را به راه عشق ورزي و نظر بازي انداخته و به آتش شوق آن سوختگان ، صد افروزينه نهاده و گاه معرفت جويان را به پيروزي از پير مي فروش ترغيب کرده است . سخنش معجزه وار است و در لطف و زيبايي از طبيعت فراتر ، گويي نسيم جان بخش بهار لطافت را از خلق و خوي او مي گيرد و گل و نسرين ،طرافت و شادابي را از شعر آبدار او اخذ مي کند و قامت زيباي سرو در لب جويباران ، اعتدال و موزونيت را در غزل او مي جويد . بايد اذعان کرد که طبيعت و نيروهاي نا پيداي تاريخ ، هرچه از قدرت زيبايي آفريني و تازه جويي و نو آ فريني در بطن خود داشته اند براي آفريدن چنين شاعري و زيب زينت دادن دوشيزگان خلوت سراي ضمير و ( مريم کده خاطر يوسف زاي )او به کار برده اند و چنين است که در اندک مدتي کاروان غزل هاي درخشانش ، دور ترين سرزمين هاي فارسي زبانان را روشن ساخته و دل هاي مشتاقان را گرو کرده است . اينک دير سالي است که محفل عارفان و خدا جويان بدون غزل شور انگيز او رونقي نمي يابد . و مجلس مي پرستان بدون سخن ذوق آميز او لطف و صفايي ندارد .
کد مقاله :3014
عنوان مقاله : جلال آل احمد
فایل : word
تعداد صفحات : 40
قیمت : رایگان
توضیحات:
در شمارة نوروز 1324 مجلة سخن داستاني به چاپ رسيد كه تولد نويسندهاي ديگر را نويد ميداد، نويسندهاي كه همچون چوبك با تأثير از هدايت شروع كرد اما خيلي زود در پي يافتن استقلال هنري برآمد و پارهاي از «ايراني» ترين داستانها را پديد آورد. داستان « زيارت » نام داشت و جوان 22 سالهاي به نام جلال آل احمد (1348-1302) آن را نوشته بود. آل احمد موفق شده بود با شوري مذهبي شرحي دقيق و دروني از يك سفر زيارتي به دست دهد. جنبة مذهبي داستان آنقدر قوي است كه توصيفها را نيز در برگرفته است: خورشيد كه با قرص قرمز رنگ خود كمكم فرو مينشست در نظرم پرچم خونين عزيزان زهرا مينمود كه اندك اندك سرنگون ميشد.
کد تحقیق :3013
عنوان تحقیق : سرگذشت جبران خليل جبران
فایل : word
تعداد صفحات : 37
قیمت : رایگان
توضیحات:
جبران خليل جبران2 در ششم ژانويه سال 1883، در خانوادة ماروني «جبران» در البشري3، ناحيهاي كوهستاني در شمال لبنان زاده شد.
در آن زمان، لبنان بخشي از سورية بزرگ (شامل سوريه، لبنان و فلسطين) و يك ايالت تحت سلطه عثماني بود، كه به منطقة لبنان حكومت خودمختار داده بود. مردم لبنان، سالها براي استقلال از حكومت عثماني جنگيده بودند. و بنا بود خود جبران هم بعدها به اين جنبش بپيوندد و يكي از اعضاي فعال آن شود. منطقة لبنان، به خاطر دخالتهاي خارجي كه به نفرت مذهبي ميان مسيحيان، به ويژه فرقة ماروني و مسلمانان دامن ميزد، منطقهاي پردردسر بود. بنا بود بعدها جبران فرقههاي مذهبي گوناگون را با يكديگر متحد كند و بدين وسيله كينهها و نفرتهاي مذهبي گوناگون را با يكديگر متحد كند و بدين وسيله كينهها و نفرتهاي مذهبي را از بين ببرد. فرقة ماروني كه در دورة اشتقاق در كليساي بيزانسي در قرن پنجم پس از ميلاد بنيانگزاري شده بود، گروهي از مسيحيان سوريه را دربرميگرفت كه به پيروي از راهبي به نام مارون4 قديس، فرقه و اصول فكري خود را شكل دادند.