اطلاعيه هاي مهم سايت Important Information

» بزودی سایت با امکانات بیشتر و کامل تر رونمایی خواهد شد
» دانلود رایگان پروژه های دانشجویی
» دانلود جدید ترین موزیک های مجاز و مداحی
» دانلود جدید ترین فیلم های روز
----------------------------------------

دوستانی عزیزی که مایل به همکاری با ما و همچنین ارائه هر گونه نظر برای پیشرفت سایت هستند میتوانند با ایمیل زیر تماس بگیرند .

========================
IRSHANEL@GMAIL.COM
========================
جديدترين هاي سایت News Up In shanel
عضويت سريع
شناسه :
ايميل:
تايپ مجدد:
رمز عبور:
تايپ مجدد:
 
رتبه سایت
 
>ابزار وبلاگ
تولبار سایت

Get our toolbar!

 برای حمایت از ما تولبار سایت را نصب کنید

سه شنبه، 12 مهر ماه، 1390
نويسنده : mahdi

دختران وسربازی؟! (خیلی باحاله) 

صبحانه:

وا…اقای فرمانده، عسل ندارید؟

چرا کره بو میده؟

بچه ها، من این نون رو نمیتونم بخورم، دلم نفغ میکنه

آقای فرمانده، پنیر کاله نداری؟ من واسه پوستم باید پنیر کاله بخورم

ارسالی توسط : saman


صبحانه:

وا…اقای فرمانده، عسل ندارید؟

چرا کره بو میده؟

بچه ها، من این نون رو نمیتونم بخورم، دلم نفغ میکنه

آقای فرمانده، پنیر کاله نداری؟ من واسه پوستم باید پنیر کاله بخورم

بعد از صبحانه، نرمش صبحگاه (دیگه تقریبا شده ظهرگاه)

فرمانده: همه سینه خیز، دور پادگان. باید جریمه امروز صبح رو بدید

وا نه، لباسامون خاکی میشه …

آره، تازه پاره هم میشه …

وای وای خاک میره تو دهنمون …

من پسر خواهرم انگلیسه میگه اونجا …

ناهار

این چیه؟ شوره

تازه، ادویه هم کم داره

فکر کنم سبزی اش نپخته باشه

من که نمی خورم، دل درد میگیرم

من هم همینطور چون جوش میزنم

فرمانده: پس بفرمایید خودتون آشپزی کنید!

بله؟ مگه ما اینجا آشپزیم؟ مگه ما کلفتیم؟

برو خودت غذا درست کن

والا، من توخونه واسه شوهرم غذا درست نمی کنم، حالا واسه تو..

چون کسی گرسنه نبود و همه تازه صبحانه خورده بودند، کسی ناهار نخورد

بعد از ظهر

فرمانده: چیه؟ چرا همه نشستید؟

یه دقیقه اجازه بده، خب فریبا جان تو چی میخوری؟

جوجه بدون برنج

رژیمی عزیزم؟

آره، راستی ماست موسیر هم اگه داره بده میخوام شب ماسک بزنم.

شب در آسایشگاه

یک خانم بدو بدو میاد پیش فرمانده و ناز و عشوه میگه: جناب فرمانده، از دست ما ناراحتین؟

فرمانده: بله بسیار زیاد!

خب حالا واسه اینکه دوباره دوست بشیم بیایید تو آسایشگاه داره سریال فرار از زندان رو نشون میده، همه با هم ببینیم

فرمانده: برید بخوابید!! الان وقت خوابه!!

فرمانده میره تو آسایشگاه:

وا…عجب ….، در بزن بعد بیا تو

راست میگه دیگه، یه یااللهی چیزی بگو

فرمانده: بلندشید برید بخوابید!

همه غرغر کنان رفتند جز ۲ نفر که روبرو هم نشسته اند

فرمانده: ببینم چیکار میکنید؟

واستا ناخونای پای مهشید جون لاکش تموم بشه بعد میریم.

آره فری جون؛ صبر کن این یکی پام مونده

فرمانده: به من میگی فری؟؟ سرباز! بندازش انفرادی.

سرباز: آخه گناه داره، طفلکی

مهشید: ما اومدیم سربازی یا زندان! عجبا 




مرتبط باموضوع :

 10 دلیل عمده ی پسرانه برای زن گرفتن!  [ يكشنبه، 17 مهر ماه، 1390 ] 1042 مشاهده
 تیکه های خیلی با حال ایرانیان 1  [ جمعه، 22 مهر ماه، 1390 ] 2186 مشاهده
 داستانک زیبا و خنده دار ” استاد و دانشجو “  [ شنبه، 16 مهر ماه، 1390 ] 1218 مشاهده
 تیکه های خیلی با حال ایرانیان 2  [ جمعه، 22 مهر ماه، 1390 ] 10950 مشاهده
 مخ زدن پسرا ( اگه شماره یا ایدیشو داری)  [ چهارشنبه، 30 شهريور ماه، 1390 ] 2112 مشاهده
 
نام شما: [ کاربر جدید ]

نام شما (ضروری): 
ایمیل شما (ضروری): 
نظر:
کد امنیتی
کد امنیتی

  [ بازگشت ]
امتیاز دهی به مطلب
انتخاب ها

 فایل پی دی اف فایل پی دی اف

 گرفتن پرينت از اين مطلب گرفتن پرينت از اين مطلب

 ارسال به دوستان ارسال به دوستان

 گزارش این پست به مدیر سایت گزارش این پست به مدیر سایت

اشتراک گذاري مطلب